![]() |
![]() |
|
| نوشته های من |
|
خداوندا نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار . لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم غافل از اینکه لحظه ها همان خوشبختی بودند . به سه چیز تکیه نکن : غرور ، دروغ و عشق . آدم با غرور می تازد ، و با دروغ می بازد ، و با عشق میمیرد . اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی . حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود ، نمی گوییم . و حرفهایی هست برای نگفتن ، حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند و سرمایه هر کسی به اندازه ی حرفهایی که برای نگفتن دارد . با تو همه رنگهای این سرزمین را آشنا می بینم . ایمان بی عشق اسارت در دیگران است و عشق بی ایمان اسارت در خود . اگر تنها ترین تنها شوم با هم خدا هست ، خدا جایگزین همه ی ندانستن هاست . در دردها ، دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است . تقیه ی درد ، زیباترین نمایش ایمان است . خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت . وقتی نمی توانی فریاد بزنی ناله نکن خاموش باش !!! قرنها نالیدن به کجا انجامید ؟ من اگر خودم بودم و خودم ، فلسفه می خواندم و هنر ، تنها این دو است که دنیا برای من دارد . خوراکم فلسفه و شرابم هنر ، و دیگر بس . مردن اگر خوب انجام شود ، دیگران کار را تمام خواهند کرد . اگر می خوانم ، می جویم ، می یابم و می گویم ، انگیزه ام دردی است که ریشه در جانم دارد و اگر از این همه سر بتابم درد با جان یکی شده ، خواهم کشت . و ما در چشمهای هم می بینیم و در چشمهای هم ساکتیم . آن ها که رفتند کار حسینی کردند و آن ها که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدین . علی تجلی عدالت مظلوم در طول تاریخ است . خدایا ... در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشد مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:45 توسط ندا عابدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ سخنی از بزرگان ، شعر ، و مناسبتهای ویژه ، مصاحبه های مخصوص را
قرار می دهم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|