![]() |
![]() |
|
| نوشته های من |
|
روز مادر را بر تمام مادران عزیز مخصوصا مادر خودم تبریک می گویم.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 23:43 توسط ندا عابدیان |
|
|
۱۱۸۰۴ افقی ۲۴۴۴۴ فرکانس این شبکه می باشد
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:4 توسط ندا عابدیان |
|
|
مرا بزن در کمین گاه باریکی هستم که بالای سرم افعی نشسته در شب غریبی هستم که سلاح انتظارم را می کشد من در گوشه وجود تو بدون ناله بالای دارم و به آن چشمان مظلومت نمی توانم نگاه کنم و در حال فرارم اگر می شد امشب قلبم را در دستم می گرفتم و رازی را با تو در میان می گذاشتم و اگر گلوله بدنم را سوراخ نمی کرد تو را گرفته و فرار می کردم مرا بزن ولی به دیگران مده خاکسترم را بگیر و به راه های دور بپاش که در بین کوه ها پخش شود تا عشق ما منتشر شود ولی تو گریه نکن بایست در کمین گاه باریکی هستم وشب مثل نیلوفری زهرین به دورم حلقه زده است و در انتهای راهی هستم که بی صدا به پایان می رسد و آه از دست تو در جایی هستم که نمی توانم دراز بکشم و به آن دستان معصوم تو نمی رسم و در حال مردنم ندا عابدیان عشق های دروغی عشقی که دانه آن را برای اولین بار در قلبم کاشتی و با محبتت آن را پروراندی،هرگز به ذهنم خطور نمی کرد که روزی در چشمانم می نگری و می گویی دوستت دارم،به من دروغ می گویی،اما امروز نه تنها به این حقیقت تلخ رسیده ام،بلکه به حقیقت دیگری نیز پی برده ام اینکه چرا من ساده،منی که صادقانه عشقم را به تو ثابت کردم،باید اینگونه تحت تاثیر عشق دروغی تو قرار بگیرم. پس برای خود متاسفم که تا به حال تو را عاشقانه دوست داشتم. چشمان تو من امروز را به یاد چشمان تو آغاز کردم،چشمهایی که هیچ گاه به انتظار ورود من نبود،نازنینم،من امروز به یاد تو غریبانه گریستم ولی هیچ کس نخواست وسعت غربت مرا بفهمد.حتی تو؛ولی من امروز می خواهم امیدوار باشم،چون روز طلوع یک عشق است که غروبی ندارد. روزی که وجود تو،به وجود آمد... چشم ها هم دروغ می گویند از وقتی در چشمانش می دیدم که می گوید دوستم دارد هیچ وقت فکر نمی کردم که چشم ها هم دروغ بگویند،چون او رفت و من ماندم تنها!ولی اگر فرصت زندگی می داشت شاید هنوز هم دوستم داشت. آنروز نزدیک است حس می کنی در انزوای خود سکوت مرگبار اشک ها را؟! تو از آفتاب دوری و من از تو. من این سکوت را،این فاصله هارا،سالهاست می شناسم. حتی وقتی شاپرک ها در سوگ بهار می مردند؛و برگها دیرزمانی زیر پای شب خرد می شدند و باغ،خواب جوانه ها را می دید.من بارها در تنهایی باغ گریسته ام.من دستهای پرواز را،در میان هق هق باران جسته ام. کاش می شد از این باغ کوچید.یاس ها می گویند:دور نیست آن روز که بتوان با نیلوفرها پیچید و با قاصدکها خواند،آری آن روز نزدیک است. ماه مهربان تو نیستی و من هر چه صدایت می کنم جوابی برای صدای خودم پیدا نمی کنم.حالا که به تو نیاز دارم نیستی،و وقتی می آیی که من نیستم و این بار تو هستی که به دنبال جوابی برای صدای خودت هستی. بیاد رویایی ترین شب زندگیم با مداد رنگی،روز آمدنت را نقاشی می کنم و جاده های رفتنت را خط خطی! کسی نیست،بیا غلط های زندگی ام را به من بگو و زیر اشتباهاتم خط بکش. بودنت مثل دریایی مرا در بر می گیرد،آنجا که تو هستی،ماهی ها هم نمی توانند بیایند چه رسد به من...! کدام صبح می آیی؟کدام چمدان مال توست؟کدام دست،تو را به من می رساند؟کدام روز برای همیشه مال من می شوی؟بیا که درد دلم را فقط تو می فهمی. نامه نمی دونم چشای تو حالا خوابه یا بیداره اما این خونه هنوزم بوی عطر تو رو داره واسه تو تنگ دل من اگه نزدیک اگه دورم حالا برعکس همیشه پا گذاشتم رو غرورم نمی دونم چرا هر روز یاد چشم تو می افتم می خوام امشب بنویسم حرفایی رو که نگفتم می دونم نیستی ولی من واسه تو سفره می چینم می مونم منتظر تو تا نشینی نمی شینم گلا رو از روی باغچه واسه موهای تو چیدم می دونی نیستی ولی من واسه تو هدیه خریدم پره تنهائیام از تو قاب عکست روبرومه خال تو نقطه سر خط دیگه این نامه تمومه عاشقانه خیلی راحت با نگاهت قفل قلبمو شکستی اومدی واسه همیشه توی قلب من نشستی تو برام شیرینی و من مثل آب دریا شورم توی قلب من نشستی اما از تو خیلی دورم دل تنها و غریبم پیش تو بدجوری گیره برای جدایی از تو می دونم من دیگه دیره |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:56 توسط ندا عابدیان |
|
|
Adi şarki : sevmek Sevmek en güzel duygu Sevmek aşka gönülu vermek Derinden bağle demek sevmek Sev mek sevmek نام ترانه : دوست داشتن عشق زیباترین احساس است دوست داشتن دل به عشق دادن است عشق و وابستگی عمیق است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:55 توسط ندا عابدیان |
|
|
Şarki turki Adi şarki : aramam Çağirsaydin gelmez miydim yar Senin için ölmez miydim yar Dünyayi ters etmez miydim yar Aramam , aramam , aramam Aramam sormam bird aha Yalvarsan bile allaha نام ترانه : نمی گردم اگر صدایم می کردی نمی آمدم یار برای تو نمی مردم یار دنیا را عوض نمی کردم یار نمی گردم ، نمی گردم ، نمی گردم نمی گردم نمی پرسم دیگه حتی اگر پیش خدا هم التماس کنی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 10:52 توسط ندا عابدیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
در این وبلاگ سخنی از بزرگان ، شعر ، و مناسبتهای ویژه ، مصاحبه های مخصوص را
قرار می دهم. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|